نمیدونم چندم مرداد
امروز رفتیم دوباره طبیعت ، روح من تشنه طبیعته
از کافه و ساختمون و شهر فراریم ، منو بزارن تو دامن طبیعت
درنتیجه باید یه شهر شمالی دنیا میومدم
چند روز دیگه تولدمه هنوز نمیدونم باید چیکار کنم اونروزو
استرسشم دارم ...
س امروز درباره ف گف ، گف پسره خوبیه ، گف مث خودت اونطوریه ، و من اعصابم خرد شد ، چن روز بود بهش فک نمیکردم ولی دوباره بادم اومد ، اون تنها ادمی بود ک فک میکردم شبیع منه ، نمیدونم واقعا ، شایدم حسم اشتباس
کاش یبار بهم پیام بده و بگه
و امروز فهمیدم بچهایی ک فک میکردم خوبن اونطوری نبودن ک فک میکرم
امشب عید غدیره ...
خدایا ب مردم این کشور نگاهی کن و حالشونو خوب کن
خداجونم ارامش سلامتی و حال خوب ب هممون بده
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 0:7 توسط Nafas
|