امروز رفتیم دوباره طبیعت ، روح من تشنه طبیعته 

از کافه و ساختمون و شهر فراریم ، منو بزارن تو دامن طبیعت 

درنتیجه باید یه شهر شمالی دنیا میومدم

چند روز دیگه تولدمه هنوز نمیدونم باید چیکار کنم اونروزو 

استرسشم دارم ...

س امروز درباره ف گف ، گف پسره خوبیه ، گف مث خودت اونطوریه ، و من اعصابم خرد شد ، چن روز بود بهش فک نمیکردم ولی دوباره بادم اومد ، اون تنها ادمی بود ک فک میکردم شبیع منه ، نمیدونم واقعا ، شایدم حسم اشتباس

کاش یبار بهم پیام بده و بگه 

و امروز فهمیدم بچهایی ک فک میکردم خوبن اونطوری نبودن ک فک میکرم 

امشب عید غدیره ...

خدایا ب مردم این کشور نگاهی کن و حالشونو خوب کن 

خداجونم ارامش سلامتی و حال خوب ب هممون بده