بدون عنوان

یه شماره ناشناس پیام داده بود که اجازه هست ، گفتم حتما یکی از این مزاحماست . گفتم بپرسم شما ؟ بعد دیدم یه ربات طوره انگار . 

یکی از بچه های دانشگاه هم که فقط ۴ تایی از اون همه ادم تو دانشگاه رو فالو کردخ بود ، بهم رکوئست داده بود ، برام‌جالب بود .

سپی خلسههه واقعااا عشقه عشق . ادم حال میکنه باهاش واقعا لامصب . پوتک هم فقط یوتیوبش یخورده خوشم میاد ولی اصلااا نمیتونم اهنگاشو تحمل کنم اصلااا . 

خداروشکر که با رپ اشنا شدم . حس میکنم پسرا بیشتر رپ دوست دارن تا دخترا و من یخورده استثنا هستم . .

اصلا نباید اهنگ گوش بدم طول روز وگرنه منو بدبخت میکنه جدا . امروز فقط ۳ ساعت خوندم . 

واقعااا دوست دارم با ر دوست بشم . احساسی نه . ولی دوست دارم رفبق بشم باهاش ولییی اون بیشعور اصلا یه پیامم نمیده . عه . 

خداجونم هوامو بیشتر داسته باش

بدون عنوان

خب اینم از ولنتاین ، ما که سینگیلیم همیشه ، درنتیجه هیچ وقت نفهمیدیم این ولنتاینی که میگن چجوریه 

دارم به این فکر میکنم که هر چقدر فکر میکنم واقعا به این میرسم که دنیا خیلی ناعادلانست . کل زندگی ناعادلانست بخدا . 

الان من و کراشم که دیگه کراشم نیست باید دست در دست هم خیابونا رو متر میکردیما و از خنده ریسه میرفتیم ولی متاسفانه اون یکی دیگه رو میخواست . 

 

 

بدون عنوان

یاد حرف مامان افتادم که گفت کسی که تو رو بخواد خودش میومد جلو تا حالا . عه متنفرم از این جمله دیگه . 

ینی هیچکی ما رو نمیخواد با این حساب 

 

پول

میگه من دلم میخواد تو لامبورگینم ناراحت و افسرده باشم تا توی پرایدم مثلا . 

خب بخوام بگم یحتمل منم همینم . ببین علم یا ثروت ؟ من ثروتو انتخاب میکنم متاسفانه . علم توی این کشور جایگاهی نداره متاسفانه . هر روز وضع بدتر میشه . اونایی که درس نخوندن و رفتن توی کار مستقیم الان وضعشون بهتر از منه که دارم که چندین ساله دارم درس میخونم و هنوزم باید بخونم تا سی سالگی ، اون وقت ببینیم تهش چی میشه تازه . 

حال دنیا رو اونایی میکنن که پولدارن بخدا نه ادمایی که حقوقشون فقط خرج خوراکشونو میده . 

چی میشد واقعا منم اونطوری که دوست داشتم بزرگ‌میشدم توی همون وضعیت فرهنگی که توی ذهنمه .

خدایااا دلم گرفتهههه . خدایا من نمیخام تنها بمونم . خدایا چرا من باید از کسی خوشم بیاد ولی اون نه 

خدایا من خیلی بدم ؟ 

تصور

کلااا تصورم برگشت از پسرا .

و به این‌نتیجه رسیدم که چقدر توی ذهنم من ادما رو خوب و پاک میبینم . توی ذهن من اصلا نمیگنجه این حجم از .......

همیشه هر کسی دیدم پیش خودم ادم خوبه حسابش کردم . هیچ وقت نگفتم فلانی بده . همه ادما برام خوب بودن . ولی بنظرم دیگه زیادی خوش باورم و سادگیه دیگه این 

میشینن دور هم و یجوری از خاطرهاشون با دخترا و کارایی که باهاشون کردن از جمله س ک س حرف میزنن انگار براشون فقط یه تفریح بوده . از کلمه اینکه میگن دختره بدم میاد ، یا اینکه میگن دختره زیر متوسط بود . دختره فلان بود . انگار داشتن با یه عروسک بازی میکردن . 

حتی ادمایی که فکرشم نمیکردن و حتی اونایی که شخصیت فرهنگیخته دارن مثلا حتی اونا هم همینطوری بودن .

نمیدونم ..... 

چقدر دنیای اونایی که تهرانن و یا شهرای بزرگ و پولدارن فرق داره با ادمایی که تو شهرستانن

و الان میفهمم وقتی میگن طرف شهرستانیه سادس ینی چی 

تهش

اگه تهش تنها موندم چی ؟ 

من تنهاییو دوست ندارم . دلم عشق و دوست داشتن و رفیق واقعی میخواد . ینفر که تا تهش باهاته 

چرا هیچکی از ادمایی که میشناسن منو بهم ابراز علاقه نکردن ؟ واقعا مشکل داشتم یا چون اولش خیلی به هیچکی رو نمیدادم ؟ دلم نمیخواد نفر دوم باشم . باید نفر اول و اخر باشم تو یه رابطه . من تغییر کردم ولی همه فکر میکنن من هنوز همون دختر مغروریه که اهل دوستی نیست . اابته هنوزم نیستم . فقط دوستی که منجر به ازدواج باشه رو هستم . 

شکرت . 

تف به جبر 

خوب بودن کافی نیست

واقعا نمیدونم این چه مغز بیشعوریه که من دارم 

شاید بقیه دخترام اینطوری باشن نمیدونم یا شاید من اینطوریم . اینکه یه پسر یخورده گرم بگیره و اینا یا یه کاری کنه من فکر میکنم اره از من خوشش اومده ولی اینطور نیست

مثلا همین ر فکر میکردیم اره عمدا اینکارو میکنه که من حرف بزنم یا این استوریو گداشته که من ببینم یا این استوریو گداشته که من ریپلای کنم یا فلان کرد یا فللان طور رفتار کرد 

ولی امشب بهم ثابت شد نه اینطور نبوده . اخه دختر دیونه چرا باید از تو خوشش بیاد تو مگه چی داری خوشگلی ؟ خوش هیکلی ؟ باحالی ؟ پرانرزی هسی؟ چیزی بلدی ؟ پولد،اری؟

واقعا به این نتیجه رسیدم خوب بودن ادم و صاف و صادق بودن و مهربون بودن اصلا دلیل کافی نیست برای تو رابطه وارد شدن . 

چقدر موقعیت اجتماعی ادم میتونه نقش داشته باشه تو زندگیش . جبر جبر جبر 

 

.

ادامه نوشته

این روزا

خب این رورا واقعا دارم گند میزنم . امیدوارم واقعا مشکلی پیش نیاد برام . 

سریال رو تموم کردم . یجورایی پایانش رو گداشته بود برعهده خودت . یوقتا دوست داری اونطوری باشه که خودت دوست داری . این سریال اینو گداشته بود به عهده خودت 

 

نمیدونم

واقعا نمیدونم اسم خودمو چی باید بزارم 

فکر کنم واقعا دیوونه شدم حتی از دیوونه هم یکم اونورتر 

اخه کی الان تو این شرایط مثل منه جز من . واقعا خجالت بکش 

بعد استرس میگیری که وای حالا چیکار کنم 

هرچقدر فحشت بدم کمه 

معلومه خوددرگیری دارما نه ؟ 

انقدر زورم میگیره که این بشر با ینفره . چرا اخه خب 

خدایا