حال الان دلم مثل هوای بارونیه که الان داره میزنه . همینقدر غمگینم 

اول که بخاطر خودم که تو اون سنم هیچی نمیدونستم و الان روم اثر گذاشته که هیچی بلد نیستم 

من وقتی راهنمایی یا دبیرستان بودم اصلا نمیدونستم وبلاگ هم وجود داره . بجز سریالای تلویزیون اصلا سریال دیکه ای ندیدم . کلی سریال هست که الان ندیدم .

اون موقع بجز چندتا دونه اهنگ اهنگ دیگه ای نشنیده بودم . مامان بابام اهل اهنگ نبودن خیلی . حالا کلی اهنگ نشنیده هست که دارم 

کلی بازی هست که نکردم . من نمیدونستم بازی ورق و حکم چیه . 

کاش تو راهنمایی و دبیرستان انقدر تک بعدی نبودم . قطعا دلیل اصلیش خانواده هست . شاید اگه دوتا ادم اهل سریال و اهنگ کنارم بودن بیشتر میرفتم پی ش .

شاید برا همینه که این مدت درس نمیخونم . از درس خوندن خسته شدم

رفتم توییترش رو چک کردم . چیزایی که لایک کرده بود و خوندم . دلم هواش کرده . نکنه وبلاگمو خونده باشه 

غم انگیزه ولی باید از ذهنم بیرونش کنم . اگه ازم خوشش میومد تاحالا یکاری کرده بود ...

امروز خواستگار دیگه زنگ زد . باید ردش کنم ینی ؟