حسی که نمیدونمچیه
حس میکنم خنگ شدم . یا شاید بهش فکر نکردم . درباره خودم خیلی چیزا .
الان فکر میکنم ادم باید چندبار بره توی رابطه که خودشو بهتر بشناسه تا بتونه دراخر یه رابطه خوب و موفق داشته باشه
حالا تکلیف من چیه که اصلا نمیدونم چجوری برخورد قراره کنم توی موضوعای مختلف . وقتی عصبانی بشم . یا چیا منو ناراحت و عصبی میکنه و میره رو مخم
الان دارم فکر میکنم کاش حداقل خوابگاهی بودم که نیستم یا مستقل بودم که نیستم .
حتی این تفکر که عیب نداره اشپزی کنم رو هم بنطرم کاملا علط بود . یا همین کارای روزمره زندگی که بلد نیستم .یا بلدم ولی حوصلشو ندارم
دارم فکر میکنم چقدر دنیای که برای خودم ساختم کوچیکه . با دو سه تا ادم فقط ارتباط دارم . این همه ادم و این هنه تفکر رو تجربه نکردم . دیدگاهای مختلف و ....
خستم .......
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۰ ساعت 23:45 توسط Nafas
|