حس میکنم خنگ شدم . یا شاید بهش فکر نکردم . درباره خودم خیلی چیزا . 

الان فکر میکنم ادم باید چندبار بره توی رابطه که خودشو بهتر بشناسه تا بتونه دراخر یه رابطه خوب و موفق داشته باشه 

حالا تکلیف من چیه که اصلا نمیدونم چجوری برخورد قراره کنم توی موضوعای مختلف . وقتی عصبانی بشم . یا چیا منو ناراحت و عصبی میکنه و میره رو مخم 

الان دارم فکر میکنم کاش حداقل خوابگاهی بودم که نیستم یا مستقل بودم که نیستم . 

حتی این تفکر که عیب نداره اشپزی کنم رو هم بنطرم کاملا علط بود . یا همین کارای روزمره زندگی که بلد نیستم .یا بلدم ولی حوصلشو ندارم 

دارم فکر میکنم چقدر دنیای که برای خودم ساختم کوچیکه . با دو سه تا ادم فقط ارتباط دارم . این همه ادم و این هنه تفکر رو تجربه نکردم . دیدگاهای مختلف و ....

خستم .......