اخرین روز پاییز
حقیقتش نمیدونم امروز قراره چطوری پیش بره ..
از همین اول صبحی نمیتونم درک کنم ادما رو .. فک کن یه خداحافظی نکردن . اونم وقتی همچی تموم شده .....
اونم از دوستم که بهش فشار اومده که مبادا از اون بهتر نشون داده نشم و خودشو میندازه وسط و منو کوچیک میکنه .....
واقعا حوصلشو ندارم و دوست ندارم ببینمش
کاش امروز هیچکس نیاد و بتونم با خودم خلوت کنم
نیاز دارم ...
یجا نوشته بود همیشه بخاطر مهربونیت نیست ، گاهی فقط بخاطر مهرطلبیته ..... شاید واقعا همینه .... شاید مهرطلبم ...
شاید دوست دارم به همه کمک کنم .... و اونا خوشحال بشن نمیدونم
به هر حال این همه خوبی کردم کجا رفت چی شد
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر ۱۴۰۰ ساعت 10:59 توسط Nafas
|