نمیدونم چرا ولی شدیدا احساس تنهایی کردم امروز 

بقول شاعر من در میان جمع و دلم جای دیگریست ...

وقتی داشتن بچه ها از برنامه شب یلداشون میگفتن دلم گرفت . تقرییا دو بار شاید جمع شدیم یه عده خونه مادربزرگم اونم چندین سال قبل .. 

حتی هیچ فامیل پایه ام هم ندارم تفریح بریم باهم .. کلا خودمونیم و خودمون ..

دوستامم که با فامیل و اقوام میرن بیرون و مسافرت یا خودشون . ولی من همونم ندارم . حتی خود خانوادمم همش کار دارن . حتی توی تابستونم بزور شاید سه باری رفتیم اونم جای تکراری 

برای منی که عاشق گشت و گدارم خیلی سخته .. هیچ جای ایرانو ندیدم . نه شمال نه جنوب .

حالم بده . کاش کاش یه خواهر  داشتم .. یه رفیق پایهه . خدایا واقعا به تنگ اومدم .. خیلی حس میشه .. خیلی تنهام