قهر
همچنان با خدا قهرم . من که صبح ها بلند میشدم و نماز میخوندم .. الان اصلا نماز نمیخونم . نمیگم نماز رو بخاطر این میخونم که خدا یچیزی بهم بده ولی الان اصلا نمیتونم درک کنم اتفاقا رو .
اهنگ از چی بگم یاس دارم گوش میدم ، پنجره اتاقم بازه .یه نسیم خنک داره میاد . واقعا دیگه حوصله دوستام ندارم
عصبانیم سردرگم ناراحت .. دعوای حسابی کردم باهاش .ماها بچه ایم ولی اون نمیخواد قبول کنه .فکر میکنه فقط خودش درست میگه فکر میکنه همه ادما باید مطابق میلش رفتار کنن. فکر میکنه فقط خودش انتخابش درسته اخلاقش درسته راهش درسته کارش درسته . عصبانیم میکنه این اخلاقش
حوصلشون ندارم .حوصله اون دوستم ندارم حرفای دیشبش و چیزایی که گفت نمیتونم فراموش کنم .کینه به دل نمیگیرم ولی حرفاش نشون داد چقد ادم .. هست . نمیتونم اخلاقش تحمل کنم .ف حرف خوبی زد گف شما دوتا ادم متفاوتین حتی دوتاخواهرم فرق دارن نخواین همو عوص کنین .
خدایاااااااا بشنوووووووووو چقد صدات بزنم ، چطوری بگو صدات بزنم جوابم بدی خستم کم اوردم چرا دستم نمیگیزی
خدایا معحزه کن